در باب كودک آزارى

در باب كودک آزارى

اخبار هولناك كودک ازارى چندى است ،تيتر خبر ها است ، بويژه در صفحات مجازى.
روح هاى مريض كه با ازار كودكان بى دفاع ، شدت بيمارى انها مشخص مى شود.
واين بيمارى خطرناكترين نوع بيماريهاست ،چرا كه در وهله اول فاقد اثار جسمى است .
امراض روحى در اشكال مختلف و بطور مستمر جامعه بشرى را مورد هجمه قرار ميدهد ، ازار و تعرض به كودكان تجارت انان ، تعرض به زنان ، تجارت انسان ، قتل و عام وحشيانه ..، تا صفات منفى درونى كه در تعاملات فردى و اجتماعى نمود پيدا مى كند.
اگرچه غالبا اين نمود چنان عادى سازى ميشود كه تشخيص مريضى و يا سلامتى را دشوار مى كند .
بطور مثال:
نفاق ،دروغ و،شيادى فاكتورهاى لازم در تعاملات سياسي و اجتماعى براى گرفتن فرصت و حذف رقيب محسوب ميشود.
تغيير مفاهيم فساد :اعتياد به مشكل بيمارى تعبير ميشود،
خودفروشى زنان با توجيه نياز مردان ، به كارگران جنسى معنى ميشود، تا زنانى كه برده دارى جنسى
بر انان تحميل ميشود ،،اين بردگى را طبيعى قلمداد كنند،
تحويل كودكان بى پناه به افراد همجنس باز براى نياز انان به خانواده و …. هزاران مورد ديگر از معانى ساختگى ،براى انكه بر روان بيمار و پريشان امروز بشر سرپوشى باشد ،چرا كه مبتكرين اين وضعيت خود بيماران روانى هستند كه بدين وسيله نقابى براى پنهان ماندن مشكلات مختلف درونى خود بدست مياورند.
و درنتيجه كدام قانون توانايى مهار اينهمه امراض پنهان انسان را دارد؟ البته وجود قوانين و مهم تر از ان نظارت محكم شرط است ، اگرچه حوزه عملياتى همه
قوانين غالبا وقتى است ،كه انسانى قربانى شده است ! ،! شايد راه درمان اشتباه است ، او كه قرار بود اشرف مخلوقات باشد،چاره ايى ندارد بجز انكه مهار خويش را در وادى معنوى جستجو كند .
هر دردى ، درمانى دارد كه وقتى راه درمان اشتباه ميشود ،بيمارى نه تنها مغلوب نمى شود بلكه شاخ و برگهاى متنوع نيز پيدا مى كند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *