جالب است راى ميدهم تا دولتها به ما ظلم كنند!!

جالب است راى ميدهم تا دولتها به ما ظلم كنند!!

قرار بود با رأی مردم  دولت‌های در رأس قرار بگیرند، که امنیت روانی، اقتصادی، عزت ملی و  بین اللملی ملت‌ها را در سایه مدیریت کارامد و دلسوز و متعهد تأمین کنند.
اما تورقی در صفحات تاریخ بیانگر حقیقتی تلخ است، که سردمداران حکومتها  با چشیدن طعم قدرت، مردم را به ابزاری برای حفظ  قدرت خود تبدیل می‌کنند و در واقع مردم در رفتن و آمدن حکومت‌ها  غالباً نقش سیاهی لشکر را پیدا می‌کنند.
مردم با آرمان‌گرایی از همه خطاها عبور می‌کنند، در حالیکه دولت‌ها در غالب موارد کوچکترین خطای مردم را که با امید، امور  خود را به انان سپرده‌اند، بر نمی تابندوهر  انتقاد و اعتراض به ناکارامدی امورشان را، امنیتی جلوه می‌دهند و مردمی که به انان مشروعیت بخشیده‌اند را پشت میله‌های زندان و یا بر سر دار می‌فرستند، تا همان قدرتی که با رأی انان بدست آورده‌اند  را از دست ندهند.
ظاهراً ما نیز از این امر مستثنی نیستیم، و با آنکه این ملت برزگوار در مقاطع مختلف عشق به کشورشان  را ثابت کرده‌اند، اما از همان  روزهای اغازین انقلاب گروهی ندانسته و شاید هم کاملاً دانسته  عرق ملی را منفی جلوه و  هر آنچه به فرهنگ و تاریخ ایران بر می‌گشت را سیاه و باطل نشان دادند و اینگونه ما  ماندیم با تصمیم گیرندگان و تصمیم سازانی که غالباً  تا پیش از این  حداکثر در نظریه پردازی دستی داشته بودند و امروز  از نقشه راهی سخن می‌گفتند که در مرحله عمل اکثراً برایشان یک آزمون و خطا بود. اینکه مختصات یک جمهوری اسلامی چه بود و جمهوری و اسلام چگونه در یک ظرف می‌بایست تعریف و در عمل جاری شود، الگوی تجربه شده  و یا حداقل موفق را نداشت.
حتی اینکه قوانین اسلام در مرحله عمل چگونه باید جاری شود تا منجر به جذب  و هدایت بیشتر شود.
الگوی غربی جمهوری که از همان روز اول منفور اعلام شد، اگر چه در خیلی از موارد همچون قانون مداری، اخلاق شهروندی،، اصول شهرسازی رونق اقتصادی، سیستم بانکداری (در مقایسه با بانکداری امروز ما)، و.. ا الگوی موفق‌تری را به تصویر کشیده است. الگوی باالصطلاح اسلامی هم که عربستان صعودی بود که فرسخ‌ها با اسلام فاصله داشت و به حق منفور.
لذا غالب برنامه دولت‌های منتخب  مردم، در همان مرحله نظریه پردازی تجربه  نشده، چنان
در مرحله عمل ظاهراً ناموفق بود که هیچ دولتی برنامه دولت قبل را بر نتابید و هرکس از راه رسید، مدعی شد که برنامه خودش درست است و اقدامات قبلی‌ها غلط.
دولت‌ها برای عدم موفقیت شعارهای پر طمطراق انتخاباتی خود، میدان عمل را به کارزار کشمش سیاسی تبدیل کردند و به مقصر بودن دولت قبلی برای ناکارامدی برنامه‌هایشان بسنده کردند، تا انجا که امروز عزت ملی ما بواسطه بی ارزش بودن پول ملی حتی در کشورهای اطراف زیرسوال رفته است.
شاید اگر از روز  اول اینقدر سیاست صفر -صدی سر لوحه استراتژی استقلال قرار نمی‌گرفت و با هیجان زدگی ناشی از انقلاب عرق به میهن را با نژاد پرستی تعبیر نمی‌کردند، امروز این سقوط در عرصه پول ملی و به تبعان عزت ملی با بی تفاوتی روبرو نمی‌شد. اینکه دشمن ضربه وارد کند، ماهیت وجودی او برای مغلوب نشدن است، اما ضربه از خودی خوردن، به مراتب شکننده‌تر و مخربتر از دشمن روبرو است.

 


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *