Browsed by
نویسنده: دکتر سوسن صفاوردی

جالب است راى ميدهم تا دولتها به ما ظلم كنند!!

جالب است راى ميدهم تا دولتها به ما ظلم كنند!!

قرار بود با رأی مردم  دولت‌های در رأس قرار بگیرند، که امنیت روانی، اقتصادی، عزت ملی و  بین اللملی ملت‌ها را در سایه مدیریت کارامد و دلسوز و متعهد تأمین کنند.
اما تورقی در صفحات تاریخ بیانگر حقیقتی تلخ است، که سردمداران حکومتها  با چشیدن طعم قدرت، مردم را به ابزاری برای حفظ  قدرت خود تبدیل می‌کنند و در واقع مردم در رفتن و آمدن حکومت‌ها  غالباً نقش سیاهی لشکر را پیدا می‌کنند.
مردم با آرمان‌گرایی از همه خطاها عبور می‌کنند، در حالیکه دولت‌ها در غالب موارد کوچکترین خطای مردم را که با امید، امور  خود را به انان سپرده‌اند، بر نمی تابندوهر  انتقاد و اعتراض به ناکارامدی امورشان را، امنیتی جلوه می‌دهند و مردمی که به انان مشروعیت بخشیده‌اند را پشت میله‌های زندان و یا بر سر دار می‌فرستند، تا همان قدرتی که با رأی انان بدست آورده‌اند  را از دست ندهند.
ظاهراً ما نیز از این امر مستثنی نیستیم، و با آنکه این ملت برزگوار در مقاطع مختلف عشق به کشورشان  را ثابت کرده‌اند، اما از همان  روزهای اغازین انقلاب گروهی ندانسته و شاید هم کاملاً دانسته  عرق ملی را منفی جلوه و  هر آنچه به فرهنگ و تاریخ ایران بر می‌گشت را سیاه و باطل نشان دادند و اینگونه ما  ماندیم با تصمیم گیرندگان و تصمیم سازانی که غالباً  تا پیش از این  حداکثر در نظریه پردازی دستی داشته بودند و امروز  از نقشه راهی سخن می‌گفتند که در مرحله عمل اکثراً برایشان یک آزمون و خطا بود. اینکه مختصات یک جمهوری اسلامی چه بود و جمهوری و اسلام چگونه در یک ظرف می‌بایست تعریف و در عمل جاری شود، الگوی تجربه شده  و یا حداقل موفق را نداشت.
حتی اینکه قوانین اسلام در مرحله عمل چگونه باید جاری شود تا منجر به جذب  و هدایت بیشتر شود.
الگوی غربی جمهوری که از همان روز اول منفور اعلام شد، اگر چه در خیلی از موارد همچون قانون مداری، اخلاق شهروندی،، اصول شهرسازی رونق اقتصادی، سیستم بانکداری (در مقایسه با بانکداری امروز ما)، و.. ا الگوی موفق‌تری را به تصویر کشیده است. الگوی باالصطلاح اسلامی هم که عربستان صعودی بود که فرسخ‌ها با اسلام فاصله داشت و به حق منفور.
لذا غالب برنامه دولت‌های منتخب  مردم، در همان مرحله نظریه پردازی تجربه  نشده، چنان
در مرحله عمل ظاهراً ناموفق بود که هیچ دولتی برنامه دولت قبل را بر نتابید و هرکس از راه رسید، مدعی شد که برنامه خودش درست است و اقدامات قبلی‌ها غلط.
دولت‌ها برای عدم موفقیت شعارهای پر طمطراق انتخاباتی خود، میدان عمل را به کارزار کشمش سیاسی تبدیل کردند و به مقصر بودن دولت قبلی برای ناکارامدی برنامه‌هایشان بسنده کردند، تا انجا که امروز عزت ملی ما بواسطه بی ارزش بودن پول ملی حتی در کشورهای اطراف زیرسوال رفته است.
شاید اگر از روز  اول اینقدر سیاست صفر -صدی سر لوحه استراتژی استقلال قرار نمی‌گرفت و با هیجان زدگی ناشی از انقلاب عرق به میهن را با نژاد پرستی تعبیر نمی‌کردند، امروز این سقوط در عرصه پول ملی و به تبعان عزت ملی با بی تفاوتی روبرو نمی‌شد. اینکه دشمن ضربه وارد کند، ماهیت وجودی او برای مغلوب نشدن است، اما ضربه از خودی خوردن، به مراتب شکننده‌تر و مخربتر از دشمن روبرو است.

 

اتحاد ناصواب

اتحاد ناصواب

گاهى براى آنكه حقيقت معلوم شود، زمان زيادى لازم است، اما اين زمان امتحانى است براى تمام كساني‌كه به نوعى با يك موضوع درگير مى‌شوند، از آنكه متهم و قربانى يك جريان است تا آنان كه براى حب و بغض‌هاى سياسى و يا فردى دروغى را پخش مى‌كنند و با تكرار آن خبر، آن دروغ را به عنوان يك حقيقت به مخاطبين مى‌باورانند، تا كساني‌كه بدون فكر و بصيرت به پخش يك دروغ دامن مى‌زنند و ديگران را با خود هم پياله مى‌كنند، تا آنان كه به قضاوت مى‌نشينند و به تخريب هر چه بيشتر قربانى اين اين بازى كثيف سياسى كمك مى‌كنند.
چند سال است كه بدون ارائه هيچ سندى خبر فروش شير خشك فاسد در بوق كرنا دميده شد و از اپوزيسيون خارج تا رسانه‌هاى چپ و راست براى اولين بار به يك اتحاد رسيدند و سوتيتر خبرهاى داغ خود را به اين خبر اختصاص دادند و براى اولين بار يك هم‌صدايى در داخل و خارج راجع به یك موضوع شكل گرفت.

چپ و راست به ميدان آمدند، تا در تخريب يك فرد به لحاظ انتساب به دو جناح به واسطه همسر و پدر حساب‌هاى خود را صاف كنند.

«قلم كه نه، كلنگ» بدست گرفتند، تا در تخريب از هم عقب نيفتند. اگرچه معاون وزير بهداشت پس از چندى اشاره كرد كه ياسين رامين به علت اختلاف حساب داخلى به دادگاه كشانده شده است و اما اين حضرات ترجيح ميدادند از شير خشك و اختلاس (پسر معاون مطبوعاتى و همسر مهناز افشار صحبت كنند) بدون آنكه به دنبال سندى براى اتهامات خود باشند. خلاصه اگر نمي‌شود براى سازندگى به اتحاد رسيد، اما براى تخريب مي‌شود اتحاد ناصواب را نانوشته بدست آورد.

دلم براى اين كشور مي‌سوزد

دلم براى اين كشور مي‌سوزد

دلم براى اين كشور مي‌سوزد،
در اين كشور همه مقصرند جز مايى كه:
در تمام امور زندگي‌مان درست فرهنگ رانندگى ما حاكم است، وقتى صحبت از منافع ماست،همه چيز مجاز است، از يكطرفه رفتن گرفته تا پارك سوبله و وسط خيابان، بى‌مفهومى حق تقدم، حق عابر پياده، پارك ممنوع، مطلقا ممنوع، ايست مطلق، چراغ احتياط و خلاصه هر آنچه كه به نوعى رعايت حق ديگرى در آن ديده مي‌شود.
اگر دانشجو هستيم، اربابيم، چون براحتى براى نمره استاد را له ميكنيم!!!
اگر استاديم، اربابيم و دانشجو رعيت نمره!!!
اگر كارمنديم، اربا ب ما هستيم كه پشت ميزيم!!
اگر دكتريم، ارباب ماهستيم و مريض رعيت!!ا
اگر مغازه داريم، ارباب ماهستيم و مى فروشيم و رفتار مى كنيم آنگونه كه ويژه اربابى است!!!
اگر مديريم، باز هم اربابيم نه خدمتگزار!!!
و در نهايت اگر سياستمداريم ،باز هم اربابيم و بايد فقط دستور صادر كنيم و همه عالم مقصرند كه نمى فهمند ارباب كه كار نمی‌كند فقط حرف مي‌زند.
و خدا نكند قاضى باشيم، ارباب كه نه، نعوذبالله ،خدايى مىكنيم!!!!
و اگر مدعى دين هستيم، ارباب ما هستيم و يك عالم رعيت ما!!!
با اينهمه ارباب، خيلى هم بيجا نگفتند كه دست غيب بالا سر ماست!!!!

عکس از دکتر سوسن صفاوردی

چرا مادرشوهر مهناز افشار در خواستگاری او حضور نداشت؟+عکس/سوسن صفاوردی پاسخ می دهد

چرا مادرشوهر مهناز افشار در خواستگاری او حضور نداشت؟+عکس/سوسن صفاوردی پاسخ می دهد

ازدواج مهناز افشار با یاسین رامین بعد از گذشت چند ماه از تولد اولین فرزند این زوج با نام “لیا/لیانا”همچنان حاشیه های خود را دارد.

یاسین رامین فرزند محمدعلی رامین و سوسن صفاوردی یکی معاون و دیگری مشاور محمود احمدی نژاد بود با این حال خطبه عقد مهناز افشار و یاسین رامین را رییس دولت اصلاحات خواند!

این تناقض و از آن سو حرف و حدیثهایی که درباره بیزنس شغلی یاسین وجود داشت سبب ساز آن شده که همواره پیرامون این دو نفر حاشیه به قدر کفایت وجود داشته است.

به تازگی سوسن صفاوردی مادرشوهر مهناز افشار در گفتگو با “شرق” هم پیرامون خاستگاه خانوادگی خود و چگونگی آشنایی با همسرش و زندگی با وی حرف زده و هم درباره بخشهایی کمتر شنیده شده از رابطه خود و عروسش صحبت کرده است.

جالب اینکه این مادرشوهر به کنایه از عدم حضور خود در مجلس خواستگاری افشار صحبت کرده است و صرفا به این جمله بسنده کرده که “قرار نیست که همیشه ما خواستگاری برویم…”!!!

وجه اعجاب برانگیز گفته های صفاوردی آنجاست که از احمدی نژاد بابت نگاه متحجرانه اش نسبت به زنان گلایه می کند در حالی که هم خود و هم همسرش جزو نزدیکان احمدی نژاد و مشاور جنجالی وی بودند و البته که عروس وی مهناز افشار نیز به صراحت از مشاور احمدی‌نژاد به عنوان فردی روشن نام برده بود!

سینماژورنال متن کامل گفته های صفاوردی را ارائه می دهد:

خانم دکتر سؤال‌ها را از خودتان شروع کنیم. چند سالتان است؟
ای بابا… سن خانم‌ها را که سؤال نمی‌کنند. از اول شروع کردید به پرسیدن سؤال‌های سخت (خنده).
‌صورتتان که جوان است… .
اما شناسنامه بالا می‌رود و کاری هم نمی‌شود کرد… .
‌پس خوب زندگی کرده‌اید. آرامش داشته‌اید که آن‌قدر جوان مانده‌اید؟
نمی‌شود این را گفت. به‌هرحال هر انسانی در زندگی‌اش یک‌سری مشکلات دارد. صحبت سر این است که با مشکلات چگونه کنار بیاییم و اینکه قرار است مشکلات بر ما سوار شوند یا ما سوار مشکلات شویم. اینها دو نگاه متفاوت است… .
‌در چه رشته‌ای درس خوانده‌اید؟
من در مقطع دکترا، علوم سیاسی خوانده‌ام در شهر دوشنبه. لیسانسم در دانشگاه تهران و فوق‌لیسانسم در دانشگاه آزاد بود. خیلی اینترنشنال بوده‌ام. چون قبلش هم خارج از کشور در رشته فلسفه درس خوانده‌ام؛ در هایدلبرگ. بعد چون ازدواج کردم و بچه‌دار شدم، شهرمان عوض شد و درسم دچار خلل و مسیرم این‌طرفی شد.
‌در آلمان با آقای رامین آشنا شدید؟
بله. آنجا آشنا شدیم. هر دو دانشجو بودیم و ازدواج کردیم. من از طرف مادری، یک خانواده بسیار مذهبی داشتم. از طرف پدری، یک خانواده سنتی تهرانی داشتم. هر دو خانواده تهرانی‌الاصل هستند و به‌هرحال دو طیف تهرانی را دیدم و بزرگ شدم. یک طیف خیلی مذهبی و یک طیف مذهبی خیلی سنتی.
این ازدواج با علاقه بود؟
من در ١٩سالگی خیلی اتفاقی ازدواج کردم. شاید اصلا فکر هم نمی‌کردم که در این سن ازدواج کنم. من خیلی فعال بودم و اولین فعالیت‌هایم را در دوره انقلاب انجام دادم. درواقع ما نسل ۵٧ هستیم. نسلی که ایده‌آل‌هایی را در نظر داشت و برایش تلاش کرد و هنوز هم به آن ایده‌آل‌ها پایبند است و در آن زمان من فعالیت‌های زیادی مربوط به انقلاب داشتم و می‌توانم ادعا کنم بلافاصله بعد از پیروزی انقلاب اولین حرکت مبارزه با اعتیاد در قالب سازمان غیردولتی یا حرکت داوطلبانه را انجام دادم. ایده‌ام هم این بود که انقلاب باید همه جوان‌ها را با خودش همراه کند.
‌چگونه این فکر را عملیاتی کردید؟
فکرم را با آقای کروبی در میان گذاشتم. ایشان امام جماعت مسجد حکمت و رئیس کمیته امداد بودند و من برای اینکه بتوانم فکرم را جاری کنم، یک روز با دو نفر از دوستانم به مسجد رفتیم و ایده‌ام را گفتم. رفتیم مسجد و به آقای کروبی گفتم حاج آقا من معتقدم این جوان‌هایی که در رژیم گذشته معتاد شده‌اند، متعلق به این ممکلت هستند. باید برایشان کاری کرد تا انقلاب در آنها هم اتفاق بیفتد. گفتند می‌خواهی چه کنی؟ گفتم بیمارستان‌های صحرایی بزنیم. گفتند چگونه می‌خواهی این بیمارستان‌ها را بزنی؟ گفتم شما این همه خانه‌ مصادره‌ای دارید، اینها را به ما بدهید و ما از داوطلبان کمک جمع می‌کنیم و این اتفاق افتاد؛ چون روحیه منفعت‌طلبانه‌ای را که امروز حاکم است آن سال‌ها نداشتیم و متأسفانه خیلی از جوان‌ها این دوره را لمس نکرده‌اند. در آن زمان کسی به منفعت فردی خود فکر نمی‌کرد و هرکسی آماده بود یک حرکتی انجام دهد در مسیری که کشور ساخته شود. چون پیروزی انقلاب رخ داده بود و صحبت سر این بود که هرکسی سهم خودش را در مسیر سازندگی ادا کند و دکترهای داوطلب به کمک ما آمدند و ما تخت‌هایی در این بیمارستان‌های صحرایی زدیم و خیرینی که به ما تخت و دارو می‌دادند، این راه را هموار کردند و این‌گونه بود که چندین خانه تجهیز شد.
‌آقای کروبی را چطور می‌شناختید؟
صرفا ایشان امام جماعت مسجد محله ما بودند و ما ساکن شمران بودیم و از همین طریق با ایشان آشنایی داشتم و می‌دانستم رئیس کمیته امداد هم هستند. ایشان بلافاصله به ما کمک کردند و برخوردشان کاملا جالب بود و یادم هست ایشان به ما این جمله را گفتند: من اگر شماها را امروز حمایت نکنم، در دام گروه‌های دیگری می‌افتید. این نگاه برای من در آن زمان خیلی جالب بود که ایشان دغدغه جذب جوان‌ها را دارد. ما سه دختر بودیم که از ما حمایت کردند و یادم است در تمام شمیرانات، ایشان می‌گفتند از این سه دختر یاد بگیرید و در تمام محله ما را می‌شناختند.
‌فعالیت‌های اجتماعی بعدی‌تان در ایران چگونه شکل گرفت؟
در همان زمان خانم حبیبی، مشاور رئیس‌جمهور وقت آقای هاشمی، اولین مشاور امور زنان و ریاست دفتر امور زنان، سفری به آلمان داشتند و سخنرانی کردند، در آن رابطه ما با هم آشنا شدیم و ایشان فعالیت‌های بنده را دیده بودند. زمانی بود که ما می‌خواستیم برگردیم، پیشنهاد دادند بروم دفتر امور زنان و در عرصه بین‌الملل فعالیت کنم. من هم به‌محض اینکه به ایران برگشتم، به فاصله دو ماه فقط فرصت کردم مستقر شوم و بلافاصله در نهاد ریاست‌جمهوری در بخش بین‌الملل مسئولیت کشورهای غیراسلامی در حوزه زنان مشغول به کار شدم؛ یعنی در همین جایگاهی که در دوره گذشته قرار گرفتم، در زمان هاشمی هم قرار داشتم، اما آن زمان مرکز نبود و دفتری بود که در طول زمان به مرکز تبدیل شد.
‌پس یک دوره با آقای هاشمی هم کار کرده‌اید؟
من می‌توانم این ادعا را داشته باشم که با همه نگرش‌های سیاسی کار کرده‌ام. در زمان آقای خاتمی سمینار بین‌المللی فلسطین در ایران برگزار شد که من در آن دوره مؤسس یک «ان‌جی‌او» بودم به نام زنان پیرو اهل بیت که مؤسسه ما مسئولیت نمایشگاه سمینار فلسطین را برعهده داشت. آن زمان آقای کروبی هم رئیس مجلس بودند و درواقع جریان دوم خرداد حاکم بود. من ارتباط خیلی خوب با همه خانم‌های دولت داشتم.
‌با همه زن‌های دولت؟
حداقل من با همه ارتباط خوبی داشتم. این را که دوستان دیگر چه نگاهی به من داشتند، نمی‌دانم. گاهی هم اختلاف نظر داشتیم و صددرصد همدیگر را تأیید نمی‌کردیم، ولی من هیچ‌وقت دوستان را به‌عنوان رقیب یا دشمن یا خارج از چارچوب هم‌وطن ندیدم، چون برای این خیلی ارزش قائلم و معتقدم همه اعضای یک خانواده هستیم. همان‌طور که در یک خانواده افراد نگرش‌های متفاوتی دارند، اما آنچه برایشان اصلح است، حفظ منافع خانواده است. این همیشه نگرش من بوده و من خودم اصلا به این چیزها اعتقاد ندارم و شدیدا تبری می‌جویم از اینکه کسی بخواهد من را منتسب به گروهی بکند، حالا چه اصولگرا چه اصلاح‌طلب، فرقی نمی‌کند. من تنها کسی بودم که در آن دوره در عروسی خانم حقیقت‌جو حضور داشتم. البته ما خانوادگی دعوت داشتیم و اتفاقا همسرم هم در عروسی حضور داشت. دلیل این نگاه هم دستور جذب حداکثری است، اما انگارنه‌انگار که این جذب حداکثری چه معنا و منظوری دارد. بعد هم در دوره احمدی‌نژاد دور دوم که خانم مجتهدزاده معاونت زنان برعهده‌شان بود – با ایشان در یکی از سفرهایم آشنا شده بودم- آن زمان عضو شورای مرکزی سازمان‌های غیردولتی زنان در سال ٨٨ بودم. یک دوره هشت‌ساله عضو این شورا بودم یعنی از دوره دوم آقای خاتمی تا دوره اول آقای احمدی‌نژاد که حدود هشت سال طول کشید.
‌آن زمان هنوز شکاف ایجاد نشده بود یا شما بیشتر نگرش در حوزه زنان برایتان مهم بود؟
شاید آن زمان شکاف به این اندازه به وجود نیامده بود و این یک واقعیت است که شکاف به شدت امروز نبود و اصلا این تعریف از روابط وجود نداشت و افراد شاید همدلی بیشتری را با هم احساس می‌کردند، اما این همدلی امروز خدشه‌دار شده است. ولی در هر صورت در آن زمان هم من این نگاه را داشتم که شاید از زندگی‌ام در خارج از کشور یاد گرفته‌ام که آن چه را در جامعه آنجا دیده‌ام با آموزه‌های دینی خودمان تطبیق می‌دادم و می‌دیدم اینها منافاتی با هم ندارند و آن چیزی که ما باید پیاده کنیم، آنها هم پیاده می‌کنند.
‌نگاه معاونت زنان دوره آقای احمدی‌نژاد چطور بود؟
در خیلی از موارد تحمیلی و متحجرانه بود. به علت نگاهی از طرف برخی خانم‌ها که خود را متولی همه امور می‌بینند و جامعه را در دایره تعاملات و بینش خودشان تعریف می‌کنند. متأسفانه باید بگویم، در کشور ما بیش از آنکه به خود موضوع زنان پرداخته شود، این موضوع در همه دوره‌ها بیشتر سیاست‌زده است. ما باید به ارتقای توانمندی‌ها فکر کنیم، یعنی به رفع مشکلات و چالش‌های قانونی. ما موظف هستیم در موضوع خانواده- اگر معتقدیم خانواده تقدسی دارد – الگویی به جهان ارائه کنیم که این تقدس برای همه قابل لمس باشد. درواقع وقتی درهای خانواده‌های ما به بیرون باز می‌شود، باید در رفتار بین زن و مرد، رفتار پدر و مادر با فرزندان، فرزندان و پدر و مادر و… این تقدس لمس شود. امروز ما نمی‌توانیم ادعا کنیم در الگوی خانواده در مرحله عمل و آنچه پیاده می‌شود الگویی برای جهان داریم، چون آنچه امروز پیاده می‌شود با آنچه مدنظر اسلام است بسیار تفاوت دارد؛ یعنی ١٠ درصد آن هم شاید هنوز پیاده نشده است، من باز تأکید می‌کنم معمولا حرف‌های همه را می‌شنوم و کنار هم قرار می‌دهم تا بتوانم با یک معضل دربیفتم. این جریان‌ها خیلی سیاست‌زده شده‌اند. من شخصا معتقدم در بسیاری موارد متأسفانه حاشیه‌ها متن شده‌اند و متن‌ها به حاشیه رانده شده‌اند. اگر شما بخواهید کدهای صحبت‌های رهبری را دربیاورید، باید امنیت زنان را در داخل خانه تأمین کنید و برای اینکه این امنیت تأمین شود یک‌سری راهکار لازم است: اولش آموزش؛ آیا آموزش یک‌طرفه است و فقط باید به زنان گفته شود که چنین کنید و چنان کنید؟ یا آقایان هم باید تربیت شوند تا بفهمند مردانگی یعنی چه؟ در یک برهه‌ای اگر می‌خواستم سمیناری برای امنیت بگذارم شاید برای عده بسیاری این یک تابو بود و می‌گفتند الان اسلام بر باد می‌رود. ما مدعی هستیم براساس مکتب تشیع قرار است خانواده را تعریف کنیم. ما می‌گوییم مسلمان هستیم و قانون اساسی‌مان براساس اسلام است و قرار است الگوهای ما مبتنی بر سیره ائمه باشد. اما در بسیاری موارد این قوانین را که بررسی می‌کنیم، طبق حدیثی که امام صادق(ع) می‌گویند شیعیان ما زینت ما باشند… این سوال پیش می‌آید که ما زینتیم الان؟ با توجه به رفتارهای ما در جامعه که الان جاری و ساری است؛ آیا ما الان زینت محسوب می‌شویم؟ بیایید تئوری‌ها را کنار بگذاریم و در مرحله عمل کار را ببینیم. در مرحله عمل ما هنوز نتوانسته‌ایم نه الگوی درستی را برای جامعه خود ترسیم کنیم که عاری از افراط و تفریط باشد و نه نقش خاصی را به جهان ارائه دهیم اگرچه مدعی هستیم که می‌توانیم داشته باشیم و من شخصا اعتقاد دارم می‌توانیم؛ به شرطی که آن دو نگاه متحجرانه و متجددانه را دور بیندازیم.
‌ معاونت زنان خانم مولاوردی چطور؟ توانسته‌اند کاری کنند؟
من معتقدم الان هم نباید فراموش کنیم که در مسیر احقاق این حقوق، بومی‌سازی یک اصل است که در پروتکل‌های بین‌المللی هم کشورهای زیادی سر این چکش می‌زنند. اینکه ما فکر کنیم نسخه‌ای که غرب نوشته برای ما هم می‌تواند درمان باشد مخالف این هستم. به‌طور مثال شنیدم چندی‌پیش یک کنفرانسی برگزار شده بود برای زنان خودفروش. من واقعا این سؤال را دارم که چه تبعیضی بالاتر از اینکه ما بپذیریم چنین کسانی وجود ندارند و بیاییم برایشان فکر کنیم… .
‌مگر وجود ندارد؟
اینکه وجود دارد، غلط است. اگر در سراسر دنیا وجود داشته باشد، در کشوری که پرچم تشیع را بلند کرده و معتقد است مبتنی بر آموزه‌های دینی قرار است حرکت کند، نباید اجازه دهیم چنین ظلمی به زنان شود… . من معتقدم متقاضی و عرضه‌کننده هر دو باید درمان شوند؛ باید جلوی اینها گرفته شود نه اینکه ما صرفا بپذیریم یک گروه باید اینچنین باشند چون یک عده باید لذت ببرند. نفس این مسئله مشکل‌دار است. در کنفرانس تایلند قبل از کمیسیون مقام زن که یک نشست منطقه‌ای بود و ٧٠٠ نفر از نماینده‌های نهادهای غیردولتی حضور داشتند و نماینده زنان خودفروش نیز در آنجا حضور داشت؛ آنجا وقتی آن زن بلند شد و گفت من نماینده چهار ‌میلیون از این زنان هستم و آمده‌ام که حقم را بگیرم و ما را بیمه کنید… من گفتم خیلی متأسفم که امروز ما اینجا جمع شدیم برای اینکه از تبعیض نسبت به زنان جلوگیری کنیم بعد خانمی چنین ادعایی را مطرح کند و هیچ صدایی در نیاید. اما ما چه بخواهیم و چه نخواهیم این زنان وجود دارند… مثل ماجرای اچ‌آی‌وی آن‌قدر حضور بیماران اچ‌‌آی‌وی لاپوشانی شد که الان به مرز هشدار رسیده…
این مطلب دیگری است. ما باید به موضوع نگاه فرهنگی داشته باشیم. ما نباید اشتباه غرب را تکرار کنیم. غرب به ‌دنبال این رفت که درواقع با معلول بجنگد. ما باید با عامل‌ها در بیفتیم.
نظرتان درباره جبهه فرهنگی زنان متحد اصولگرا چیست. گروه‌هایی که مصاحبه‌ها و اظهارنظرهای تندی درباره حوزه زنان دارند… مثلا اینکه سرکاررفتن زنان یک موضوع انحرافی است… .
خب این عزیزان خودشان بیرون از خانه چه می‌کنند؟ اول خودشان خانه بمانند… .
‌شما این شورا را می‌شناسید؟
درگیری‌هایمان زیاد بود… اینها بیش از آنکه دغدغه مسائل زنان و شأن و کرامت او را داشته باشند، فقط به تخریب یکدیگر فکر می‌کنند و متأسفانه برخی از این طرف و برخی از آن طرف هستند… .
‌شورای فرهنگی زنان اصولگرا چطور؟
غالب انتقادهای ما مخرب و مغرضانه است. چون انتقاد هم باید یک چارچوب داشته باشد و غالبا متأسفانه این چارچوب را ندارند. شخصا می‌گویم انتقاد باید در قالبی باشد. اگر ما معتقدیم و خیلی از این خانم‌ها معتقد هستند پیرو رهبری هستند، خب اگر به این اعتقاد دارید، ایشان چارچوب انتقاد را تعریف کرده‌اند. در انتقاد شخص تخریب نمی‌شود، در انتقادی که مبتنی بر غرض‌ورزی نیست، انسان تخریب نمی‌شود بلکه به بخشی از کار ایراد گرفته می‌شود و نگاه، نگاه مصلحانه است نه مغرضانه. برخی از نهادهای ما متأسفانه تنها جایگاه و شأنی که برای خود در نظر گرفته‌اند جایگاه منتقدانه است. همه می‌دانند انتقاد خیلی راحت است ولی کسی نیست این نهادهای مربوطه را بررسی کند و ببیند از بدو شکل‌گیری تا به امروز کدام‌یک از مشکلات زنان را حل کرده‌اند.
‌کمی سؤال‌های شخصی از شما می‌پرسم… همسرتان چقدر به زن بها می‌دهد؟ چقدر نگاه شما را در حوزه زنان قبول دارند؟
نمی‌دانم…، باید از خودشان پرسید که نگاه من را قبول دارند یا نه.
‌در دوره‌ای که همسر شما معاون مطبوعاتی بودند، توقیف‌های بسیار زیادی برای مطبوعات اتفاق افتاد و خبرنگاران زیادی بی‌کار شدند، شما نگاهتان به این ماجرا چه بود؟ در این مورد نظری داشتید؟
ما حیطه کاری‌مان تعریف‌شده بود و مطلقا در کار هم دخالت نمی‌کردیم.
‌نگاهتان چطور بود؟
به‌طورکلی باید عرض کنم انسان وقتی در جایگاه دولتی قرار می‌گیرد، بعضی وقت‌ها مخالف کاری است که انجام می‌دهد، ولی بر او تحمیل می‌شود. در چارچوبی که قانون وضع شده، بعضی چیزها بر او تحمیل می‌شود. نمی‌شود خیلی وقت‌ها گفت که این مسائل خواسته شخص بوده است. اگرچه بعضی وقت‌ها این را می‌پذیرم که دیدگاه فرد در اینکه یک قانون چگونه اعمال شود هم مؤثر است.

سوسن صفاوردی

سوسن صفاوردی

‌شاید این سؤال‌ها را اصلا دوست نداشته باشید که می‌پرسم. مثلا در یک مصاحبه رادیویی همسر شما اصلا رفتار خوبی نداشتند و با مجری برنامه با ادبیات توهین‌آمیزی حرف زدند… شما به عنوان همسر آقای رامین چه واکنشی داشتید؟
من شخصا معتقد به تعامل هستم… .
‌همسرتان هم هستند؟
نمی‌دانم… از خودشان بپرسید. من از خودم حرف می‌زنم و شخصا اعتقاد به تعامل دارم و شخصا معتقدم حرمت افراد باید نگه داشته شود و شخصا معتقدم هرکسی در رأس یک حکومت قرار می‌گیرد باید به او احترام گذاشته شود، حتی اگر با افکارش مخالفم و اگر می‌خواهم انتقاد هم کنم باید چارچوب داشته باشد.

شما می‌گویید نگاهتان نگاه تعامل است؟ در مورد ازدواج پسرتان با مهناز افشار هم این تعامل را داشتید؟
صددرصد.
‌شما برای پسرتان خواستگاری رفتید؟
قرار نیست که همیشه ما خواستگاری برویم… .
‌الان چطور؟ شما الان نوه دارید، توانسته‌اید مهناز افشار را به‌عنوان عروس بپذیرید؟
بگذارید این‌گونه جواب سؤال شما را بدهم… اتفاقاتی که در زندگی برای خانواده من افتاد، خیلی عجیب بود و برای من درس بزرگی داشت. باز این درس من را به اینجا رساند که متوجه شوم ما مکلف به پذیرش تفاوت‌ها هستیم تا بتوانیم به سعادت برسیم.
‌سختتان نبود؟
واقعیت این است که به خاطر پذیرش تفاوت‌ها برایم خیلی راحت‌تر بود.
‌برای آقای رامین چطور؟
شاید خیلی سخت بود… .
‌این وسط حرف‌های زیادی هم به پسر شما نسبت داده شد… .
خیلی زیاد… من همه کسانی که تهمت زدند را واگذار می‌کنم به خدا. چون جامعه ما به‌لحاظ اخلاقی بی‌نهایت افول کرده و باز هم تکرار می‌کنم ما متأسفانه امروز در جایگاهی ایستاده‌ایم که شرمندگی زیادی را نسبت به پرچمی که به نام ائمه بلند کرده‌ایم داریم. چون این پرچم بی‌نهایت اخلاق‌مدار است و ما به خودمان اجازه می‌دهیم صرف شنیده‌ها و گزارش‌ها قضاوت ‌کنیم. وقتی انسان وارد محکمه می‌شود باید سند ارائه دهد، سند با گزارش متفاوت است.
‌پسر شما نزد رئیس دولت اصلاحات عقد کرد که از نظر سیاسی خانواده شما با او زاویه دارد. این برای شما سخت نبود؟
اصلا. ایشان رئیس‌جمهور مملکت بودند و امروز دفتر دارند و وقتی دفتر رسمی دارند یعنی مشروعیت دارند پس باید احترام گذاشت.
به‌عنوان یک مادرشوهر فکر می‌کنید مادرشوهر خوبی برای عروستان هستید؟
من این را نمی‌توانم جواب بدهم. باید از عروسم بپرسید… .
‌عروستان را دوست دارید؟
مگر می‌شود نداشته باشم… .
‌دلتان نمی‌خواست عروس دیگری داشته باشید؟ رابطه‌تان چطور است؟
دل من که نباید مطرح باشد. رابطه ما بسیار خوب است.
‌نوه‌تان را می‌بینید؟
خیلی زیاد و خیلی هم دوستش دارم. مگر می‌شود نداشته باشم.
‌عروستان را چطور؟
ایشان را هم می‌بینم. البته نسبت به شرایط روابط ایجاد می‌شود، هم ایشان درگیر هستند و هم من. دوستش دارم. چون انسان به بچه خودش محبت دارد، هر چیزی که به بچه‌اش وابسته می‌شود هم دوست دارد. ضمن اینکه شخصیت و کاراکتر شخص مربوطه هم می‌تواند این دوست‌داشتن را مضاعف ‌کند.
‌نظر همسرتان درباره عروستان چیست؟
باید خودش جواب بدهد. من یک شخصیت حقیقی هستم که شدیدا روی این حقیقی‌بودن خودم تأکید دارم…

پاریس

پاریس

شايد عجيب اما اينجا با نگاه به آسمان و رودخانه اين ابيات به يادش به ذهنم خطور كرد:
حب على ،عشق به مردانگى است
چون كه على جلوه مردانگى است
حب على عشق به ازادگى است چون كه على جلوه ازادگى است
با على عدل خدا ،تجلى ميشود
با على انسان اشرف ميشود
با على ميزان مشخص ميشود
س.صفاوردى
اول اپريل ٢٠١٨
پاريس_رود سن

عید پاک

عید پاک

(Easter(ostern
عروج يا به بعبارت ديگر انگونه كه مسيحيان تعبير مى كنند،حيات مجدد حضرت مسيح
از جمله اعياد دينى است كه مسيحيان معتقد براى عبادت و برپايى مراسم به كليسا ميروند .
كليساى پروتستانها كه عكس لوتر بر ديوار بيرونى را دارد ،و در ان مراسم عبادى “عيد پاك” در حال برگزارى است.
(Kehl offenburg)

ايستگاه اتوبوس؟

ايستگاه اتوبوس؟

آنچه در وهله اول تابلوى مسير وسائل نقليه شهرى را متصور مى كند،در واقع قوانين حقوقى مندرج در قانون اساسى در ابطه با حقوق و ازادى هاى مردم است ،كه مقابل ساختمان ديوان عالى المان در كالسروهه چشم عابران را به خود جلب ميكند ،راهى براى احترام به شهروندان.
تاكيد بر سفر در اموزه هاى قرانى يك دليل ان ، فراهم شدن زمينه مقايسه براى بهتر شدن و يا اصلاح است .
بعنوان يك معلم وظيفه خود ميدانم دوستان را در تجارب حاصل از سفرها همراه كنم.البته برخى قادرند هميشه با كج فهمى راه ياد گيرى و استفاده از تحارب را سد كنند و به همان دايره محدود و بسته فكرى خود بسنده كنند!!!

كالسروهه

كالسروهه

ابرها به اسمان تكيه ميكنند، درختان به زمين و انسانها به مهرباني يكديگر………
گاهي دلگرمي يك دوست چنان معجزه ميكند كه انگار خدا در زمين كنار توست.
جاودان باد سايه دوستانيكه شادي را علتند نه شريك،
و غم را شريكند نه دليل.
كالسروهه ،رودخانه راين، مارس ٢٠١٨

شهر استراسبورگ

شهر استراسبورگ

شهر استراسبورگ از بالاى برج كليساى هزار ساله شهر
راهروى باريك با دويست و شصست پله پيچ در پيچ كه فرد را به بالاى برج هدايت ميكند و هارمونى در معمارى گذشته و حفظ ان امروز ،عرق ملى را به نمايش ميگذارد.
استراسبورگ ٢٥ مارس ٢٠١٨

سال نو مبارک

سال نو مبارک

“كارت پستال طراحى شده نوسط سازمان ملل براى نوروز و برسميت شناختن ان بعنوان يك مناسبت بين اللملى و جهانى”
با ارزوى سالى سرشار از مهر ،محبت ،عشق به همنوع و عدالت و صلح براى شما و تمام بشريت،
جهانى شدن كه نه اما جهانى بودن نيازمند خروج از دايره بسته “محدود نگرى و جهانى ديدن و
جهانى فكر كردن است”