Browsed by
نویسنده: دکتر سوسن صفاوردی

مراسم ميلاد حضرت زهرا (س)

مراسم ميلاد حضرت زهرا (س)

مراسم ميلاد حضرت زهرا (س)و بزرگداشت روز زن و روز مادر در دانشكده علوم سياسى(تهران مركز)
تقارن روز مادر و روز زن با روز جهانى زن حتى با لحاظ تفاوت ماهيتى انها ، شايد اين انتظار را بدنبال داشت ،كه حداقل يكى از اين مناسبت ها ،مبتنى بر نگرش افراد ،
حضور مديران گروهها و يا اساتيد را در اين مراسم پررنگتر كند، چرا كه مناسبت هم دينى ملى بود و هم جهانى.
واهميت اين مناسبت در چشم دوستان محترم ،چون قائل به سخنرانان فرض گرفته شد اينگونه بود كه حتى براى يك تبريك صورى نيز توفيق ديدار حاصل نشد!!!
واين ما را بس كه متوجه شويم ، تكريم بدون اصلاح فكر و نگاه ممكن نيست .
راهى بس طولانى در پيش رو داريم .

با جشنواره فيلم فجر ١٣٩٦

با جشنواره فيلم فجر ١٣٩٦

با جشنواره فيلم فجر ١٣٩٦
در شوق ديدن فيلم كار گردان هاى بزرگ ،گاه انسان واقعا سور پرايز ميشود .
بطور مثال شوق ديدن فيلم كارگردان متبحر كشورمان ،حاتمى كيا . او كه با تصوير روايت حقيقى بر پرده سينما قادر بود بيننده را تا اخرين لحظه با فيلم همراه كند ، انطور كه چشمى بدون اشك و ذهنى بدون تامل از سينما خارج نشود،در ” به وقت شام” اگرچه جلوه هاى ويژه فيلم باز هم تبحر حاتمى كيا را پررنگ مى كند ،اما در نهايت انسان شاهد يك فيلم”اكشن” است ،البته نه از نوع قوى ان و لذا بيننده قبل از انكه متوجه خباثت و چهره كريه داعش باشد ، درگير داستان سرايى كارگردان است و اين فيلم پر از فانتزى تا انجا مى
رو د كه يك خواننده رپ زن را نيز به جمع داعش پيوند ميدهد.
اقاى حاتمى كيا كه در جذب عاطفه مخاطب به هنگام تصوير روايت ساده اما حقيقى استاد بود،در “به وقت شام” با نمايش يك اكشن سطح پايين ، بيننده را كاملا سورپرايز ميكند.
حاتمى كيا حتى اين مفهوم را كه مدافعان حرم ، مدافعان حريم بودند مغفول گذاشت.
جاى بسى تاسف است كه بغير از فيلم مستند “زنى با گوشواره هاى باروتى” هر دو فيلم “به وقت شام و امپراطور جهنم” كه تصوير جنايات داعش را هدف قرار داده بودند،با داستان سراىيى نتوانستند حق مطلب را انگونه كه بايد ادا كنند.
برخى از حوادث چنان ماهيت وجودى خودشان تلخ و خبيث است،كه تنها با يك روايت ساده از جريانهاى حقيقى انسان را تا عمق ماجرا با خود ميبرند، كافى است فقط درست روايت شوند.

دارکوب

امسال جشنواره فيلم فجر چند فيلم مرضوعات مبتلا به زنان را نيز بروى پرده سينما اورد، منجمله:
“داركوب” ، “عرق سرد” ، “جاده قديم”
در فيلم “داركوب ” كارگردان بيننده را به جمع زندگى قشر زنانى مى برد،كه از انان غالبا شنيده است تا ديدن.
فقر فرهنگى و اقتصادى ،اعتياد ، فريب و سوء استفاده از انان توسط مردان سودجو كه جهالت و نيازمندى انان را دست مايه رذالت هاى خود نسبت به انان قرار ميدهند، دردى تلخ كه بيننده با ان درگير ميشود. اما نقطه قوت “داركوب” برخورد منطقى يك زن با بازى مهناز افشار در برابر همسر سابق شوهرش ومادر فرزندش با بازى سارا بهرامى است.
اتفاقى بسيار نادر و خارج ازعرف ، چرا كه در غالب موارد متاسفانه حسادت، بخل و تنگ نظرى و فرار از گذشته رفتارهاى پذيرفته شده هستند.
اما در “داركوب” كارگردان به نوعى اين ساختار پذيرفته شده را مى شكند ،از ان عبور ميكند،و نشان ميدهد ، چگونه ميشودبا يك رفتار منطقى
مشكلات را مديريت كرد.
در فيلم داركوب زنى (مهناز افشار) با اگاهى به زندگى گذشته شوهرش ،به يكباره با زن اول او(سارا بهرامى ) روبرو ميشود .مادر دختر همسر او .
دختر همسرش را چند سال همانند بچه خودش بزرگ كرده و دل بسته . اما به يكباره بنظر مي رسد
كه همه چيز را از دست خواهد داد. و از اينجا بيننده برخلاف معمول با زنى روبرو ميشود ،كه در تلاش براى حفظ داشته هايش ،نه تنها ديگرى را تخريب نمى كند ،بلكه او را حس ميكند ،براى او بخاطر سهم گذشته حق قائل است و اينكه حس مادرى او را محترم ميشمارد و در يك كلام او را انسانى با همان عواطف مشابه خود مى بيند، اگرچه او انسانى طرد شده است، اما همسر دوم بر خلاف شوهرش كه طبق معمول روش تهديد و قلدرى را پيش مىگيرند،
بجاى ناديده گرفتن او،سعى ميكند با او گفتگو كند.
رضايتش را جلب كند تا انچه بين انها مشترك است، دخترى كه يكى بدنبا اورده واين يكى برايش مادرى كرده است ، كمترين اسيب را ببيند.
ولذا “داركوب” از جمله فيلم هاى اجتماعى كمياب سينماى ايران است ،كه از روش هاى عرفى عبور ميكند و با نشان دادن حس متقابل ،حقوق متقابل را جريان سازى ميكند.

عرق سرد و قانون تبعيض اميز اجازه خروج

با تماشاى فيلم عرق سرد” ببينده براى اولين بار قانون “تبعيض اميز اجازه خروج ” را بر روى پرده سينما به تماشا مى نشيند.
زنى ورزشكار(باران كوثرى) كه قبل از ازدواج نيز ورزش حرفه ايى داشته است، با شوهرش(امير جديدى ) به مشكل خورده است و مرد براى انكه بودن خود را به اثبات برساند،در حساس ترين لحظه زندگى زن ، بجاى انكه حتى به فرض مشكل به حقوق زنش احترام بگذارد ، بواسطه پشت گرمى به حمايت قانون قدرتش را به نمايش مى گذارد.
زن به هنگام خروج براى شركت در مسابقات متوجه ميشود ،همسرش او را ممنوع الخروج كرده است.در واقع از اين لحظه به بعد مشكلى كه در حريم خانه قرار داشت ، اشكار ميشود.
ومرد كه از همان دسته مردانى است كه با چشم گفتن زن ،حس مرد بودن ، پيدا مى كند،احساس غرور ميكند ودر جواب تمام كسانيكه از او درخواست ميكنند تا به زن احازه رفتن بدهد،ابراز ميدارد: زن خودم است ،دوست ندارم احازه بدم.
همان نگاه كليشه اى سنتى كه زن را مايملك خود مى پندارند و چون اقتدار مردانه را با قلدرى اشتباه مى گيرند ، به هنگام مشكل از هر مرزى عبور مىكنند ، و انرا را تبديل به بحران مى كنند.
انچه در”فيلم عرق سرد “وحشتناكى قانون تبعیض اميز اجازه خروج را بيشتر ملموس مى كند، حمايت يك سيستم از اين تبعيض در قالب قانون است كه به فرض وارد بودن ان نيز بايد در حريم خانه ،و بين زن و شوهر قابل صحبت باشد ،نه انكه به فضاى عمومى كشيده شود .
اينكه حاكميت و نهادهاى زير ربط نيز به اين قلدرى مردانه بها دهند،و اين كليشه” زنم است” كه تملك را مى رساند ، به اين طريق مشروعيت يابد، اوج فاحعه است.
عرق سرد ، مشكل ديگرى را نيز بر روى پرده مي اورد ، اينكه زنان غالبا از زنان نيز ضربه مى خورند و با بازى سحر دولتشاهى در نقش مربى فقر فكرى اين عده زنان نسبت به حقوقشان را نشان ميدهد، زنانى كه حتى اگر ظاهرى اجتماعى دارند اما با پذيرفتن بى چون چراى تفكرات كليشه وار سنتى ،خود مانعى بزرگ بر سر راه اصلاح قوانين تبعيض اميز هستند.
اگرچه برخى عقيده دارند،عرق سرد سياه نمايى كرده است اما ظاهرا اين دوستان چنان در فضاى پذيرفته شده فكرى خود غرق هستند كه قادر به ديدن اينهمه قلدرى پنهان در اين قانون و اعمال قدرتى كه به اين واسطه بر زنان روا ميشو،نيستند.
اما براى انانكه فهم حقايق و بصيرت به امور اهميت دارد، سپرى كردن يكروز در دادگاه زمينه خوبى براى قياس است.
عرق سرد ” اين امكان را نيز پيش روى بيننده قرار داد.
وقتى قاضى اعلام كرد كه زن هيچ راهى بحز جلب رضايت همسرش ندارد،حتى در دادگاه كه بايد امكان حق همه انسانها فارغ از جنسيت و فارغ از مقام زن و شوهرى و يا هر مقام ديگر اولويت اول باشد.

خوش بينى با غير خودى و بدبينى با خودى!

خوش بينى با غير خودى و بدبينى با خودى!

خوش بينى با غير خودى و بدبينى با خودى!
انچه در هياهوى تناقض اخبار از همان لحظه اتفاق هولناك انفجار سانچى تا به امروز مجددا پر رنگ شد ، اول ضعف اعتماد ملى به اظهارات مسئولين است.
و دوم انكه هر چقدر در رابطه با جريانات داخلى ذهن ما متوجه توطئه و برنامه دشمن متمركز ميشود ،شكر خدا در رابطه با
سناريوهاى ساختگى خارج از ايران براى ايرانيان ،بيشتر ترجيح ميدهيم ،انها را حادثه ببينيم !!!،
روحشان شاد

زمينه سازان اعتراض

زمينه سازان اعتراض

زمينه سازان اعتراض
ان عده از مديران اجرايى كشور از اغاز تا به امروز كه با اقدامات ذيل موجب نارضايتى عمومى شده اند ،حساب خود را از اغتشاشگران جدا ندانند:
-دو قطبى كردن جامعه با كشمكش هاى سياسى
-تضعيف اعتماد ملى در سايه دزد خواندن (بخشى به حق)، خائن خواندن يكديگر( بخشى به حق)
-تفويض امور به افراد ناكارامد و بى كفايت
-انحصار طلبى و تلاش براى تكصدايى و نشنيدن و نديدن صدا ها و تفكرات غير از خود
-جو دروغ،تهمت و افترا و پرونده سازى براى هركس كه در قالب فكرى حضرات نگنجد
-اسمان پر ازسرب و شهرنشينى بيش از ٧٢ درصد (كه يكى از اتهامات رژيم قبل بود و با درصد امروز غير قابل مقايسه)
-مافياى زمين و زمين خوارى و قلع و قمع باغات
-معمارى و شهرسازى غير بومى كه منجر به اشراف زندگى افراد به يكديگر شده و در نهايت ديدن پرده ها را جاى ديدن ستاره ها قرار داده
-گرانى و تورم روز به روز
-قربانى كردن عدالت در سايه سياست زدگى در دستگاه قضايى
⁃ عدم امنيت روانى و رفاهى كه مانع از نگرانى براى اينده است
⁃ مدرك گرايى و اموزش عالى عارى از پرورش اصول بنيادين اخلاقى و انسانى
⁃ رشوه خوارى و چاپلوسى براى رفق و فتق امور
⁃ تنزل چشمگير اخلاق و ارزش هاى اخلاقى
⁃ بانكدارى مبتنى بر سودهاى كلان و زمينه سازى و ترويج رباخوارى در قالب وام
⁃ درامد تومان و پرداخت هزينه ها معادل يورو
⁃ و……،
⁃ “يك جامعه زمانى سقوط مى كند ،كه از درون فرو ريزد”

در جمع عزيزان زلزله زده سر پل ذهاب و روستاهاى پيرامون

در جمع عزيزان زلزله زده سر پل ذهاب و روستاهاى پيرامون

در جمع عزيزان زلزله زده سر پل ذهاب و روستاهاى پيرامون
فاجعه بسيار عظيم است ،در چند ثانيه همه انچه عمرى برايش زحمت كشيده ايى را از دست ميدهى،و
براى برخى اين مصيبت با از دست دادن عزيزان مضاعف ميشود.

photo_2017-12-08_10-24-53
انچه مسلم است ،حوادث در كمين ما هستند، اما ميشود با پيش بينى و برنامه ريزى از خسارت تحميلى حوادث كاست . اجازه ساخت و ساز هاى كارشناسى نشده ،چه شخصى و چه دولتى در كشورى كه زلزله خيز است ،خيانت اشكار به اين مردم است ،كه عمقش با روخداد حوادث قابل لمس تر ميشود.مديرانى كه بيش از دغدغه امنيت جانى مردم بفكر ماهى گرفتن از اب گل الود و نگهدارى ميز هستند.

photo_2017-12-08_10-24-53 (2)
در مركز زلزله “روستاى كرند “، قرار دارد كه بعلت قرار گرفتن بين دو كوه هيچ خسارتى نديده است ،در حاليكه روستاى پشت اين كوه ها”ده جامى” كاملا تخريب شده است.

photo_2017-12-08_10-23-40
حال در هياهوى براى خرابى مسكن مهر ، كه برخلاف اخبار مغلطه اميز ،از ناحيه سقف (كه غالبا تلفات از خرابى اين قسمت است) كاملا سالم است و تلفاتى نداشته ، اكثر ساختمانها ، شخصى ساز و دولتى با خرابى سقف و ريزش اوار ان مواجه بودند.كه سندى بر ساخت و ساز بى رويه ،عدم اموزش سازندگان و عدم دقت به اموزه مهم قرانى در حقظ زمين بواسطه ستونهايش است،”والجبال اوتادا” . فاجعه ايى كه بواسطه از بين بردن كوه ها توسط سود جويان و خيانت شهرداريها در انتظار تهران نيز است.

photo_2017-12-08_10-23-39
نكته ديگر انكه همدلى و هميارى زيباى مردم بايد با شناخت روحيه مردم منطقه زلزله زده باشد ،تا نياز را مرتفع كند،”تل لباس “در كنار مناطق مختلف عدم پذيرش لباس دست دوم توسط مردم را به نمايش گذاشته بود ، گاه انچه در نظر ما معمولى است در نظر شخص حادثه ديده تحقير معنى ميشود ،كه در اينجا نيز يك كشور زلزله خيز نيازمند پيش بينى هاى اموزشى به هر دو گروه است ،” يارى كننده و يارى گيرنده”.

photo_2017-12-08_10-23-38
نكته سوم كمك ها بايد به گونه ايى باشد كه مردم منطقه را از انفعال ناشى از شوك حادثه خارج كند و انان را به سرعت به فعاليت وا دارد ، تا بتوان مجددا حيات را به ارمغان اورد.

photo_2017-12-08_10-23-37
نكته چهارم ضرورت برنامه ريزى و مديريت روانى كودكان و جوانان كه به نوعى اينده را در دست دارند با توجه به روحيه حادثه ديده بزرگسالان است .

photo_2017-12-08_10-05-49
اگرچه مردم غيور كردستان كه صفحات تاريخ انقلاب از رشادت و جوانمردى انان در حفظ مرزهاى كشور پر است، در اين حادثه طبيعى بسيار با صلابت و خويشتندار برخورد كردند و در اين مقطع نيز روحيه ستودنى از خود نشان ميدادند كه حاكى از همان فطرت شجاعت و دليرى اين عزيزان است.

photo_2017-12-08_10-05-48
و اخر كلام يادمان باشد انچه در ثانيه ها از بين رفت نيارمند ” همراهى سا ختن ” در طى ساليان است .
با تشكر از برخى از دوستانم و همچنين برخى از دانشجويان و اساتيد دانشكده علوم سياسي تهران مركز در “اقدام براى چكمه”

photo_2017-12-08_10-05-47 (2)

ناگفته ها

ناگفته ها

با يك ازدواج تابو شكن ،به گفته منتقدين ،
براى اولين بار يك اتفاق نانوشته بين گروه چپ و راست فكرى و اپوزيسيون خارج شكل گرفت كه در نشريات و فضاى مجازى وابسته به اين گروهها متجلى شدتا هر كدام تصفيه كردن حسابهاى شخصى و حزبى خود را با اخبار جعلى و خلق تهمت هاى مختلف به ميدان اورند.
مهناز افشار در مصاحبه با فريدون جيرانى از نا گفته ها ميگويد.

 

 

اخبار جعلى

اخبار جعلى

 

Fake news
غالب انسانها براى شنيدن اخبار جعلى بسيار راغبترند تا شنيدن حقيقت؛ چرا كه اخبار جعلى بواسطه روش ” تكرار ”
باورى را در انسان نهادينه مى كند كه نياز به اسناد و مرجع مستند خبر را از بين مى برد و صرفا تكرار يك خبر به منزله سنديت ان تلقى ميشود ،واين بسيار اسان تر از باور حقيقتى است كه براى پذيرش ، نيازمند تحقيق و بررسى داده هاى تحقيق است . براى همين است كه قران غالب انسانها را دنباله رو و بدون فكر و تعقل مى خواند بجز عده قليلى كه اهل تامل و بصيرت هستند.

در باب كودک آزارى

در باب كودک آزارى

اخبار هولناك كودک ازارى چندى است ،تيتر خبر ها است ، بويژه در صفحات مجازى.
روح هاى مريض كه با ازار كودكان بى دفاع ، شدت بيمارى انها مشخص مى شود.
واين بيمارى خطرناكترين نوع بيماريهاست ،چرا كه در وهله اول فاقد اثار جسمى است .
امراض روحى در اشكال مختلف و بطور مستمر جامعه بشرى را مورد هجمه قرار ميدهد ، ازار و تعرض به كودكان تجارت انان ، تعرض به زنان ، تجارت انسان ، قتل و عام وحشيانه ..، تا صفات منفى درونى كه در تعاملات فردى و اجتماعى نمود پيدا مى كند.
اگرچه غالبا اين نمود چنان عادى سازى ميشود كه تشخيص مريضى و يا سلامتى را دشوار مى كند .
بطور مثال:
نفاق ،دروغ و،شيادى فاكتورهاى لازم در تعاملات سياسي و اجتماعى براى گرفتن فرصت و حذف رقيب محسوب ميشود.
تغيير مفاهيم فساد :اعتياد به مشكل بيمارى تعبير ميشود،
خودفروشى زنان با توجيه نياز مردان ، به كارگران جنسى معنى ميشود، تا زنانى كه برده دارى جنسى
بر انان تحميل ميشود ،،اين بردگى را طبيعى قلمداد كنند،
تحويل كودكان بى پناه به افراد همجنس باز براى نياز انان به خانواده و …. هزاران مورد ديگر از معانى ساختگى ،براى انكه بر روان بيمار و پريشان امروز بشر سرپوشى باشد ،چرا كه مبتكرين اين وضعيت خود بيماران روانى هستند كه بدين وسيله نقابى براى پنهان ماندن مشكلات مختلف درونى خود بدست مياورند.
و درنتيجه كدام قانون توانايى مهار اينهمه امراض پنهان انسان را دارد؟ البته وجود قوانين و مهم تر از ان نظارت محكم شرط است ، اگرچه حوزه عملياتى همه
قوانين غالبا وقتى است ،كه انسانى قربانى شده است ! ،! شايد راه درمان اشتباه است ، او كه قرار بود اشرف مخلوقات باشد،چاره ايى ندارد بجز انكه مهار خويش را در وادى معنوى جستجو كند .
هر دردى ، درمانى دارد كه وقتى راه درمان اشتباه ميشود ،بيمارى نه تنها مغلوب نمى شود بلكه شاخ و برگهاى متنوع نيز پيدا مى كند.

اعطاى برخى حقوق به زنان در عربستان

اعطاى برخى حقوق به زنان در عربستان

اعطاى برخى حقوق به زنان در عربستان
هر كاه حقى اعاده ميشود، قطعا در نتيجه تلاش و مبارزه محقق شده است .
اگرچه در مورد حقوق زنان مسيرمضاعف ميشود و زنان هميشه نيازمند تحمل هزينه هاى سنگين ترى براى احقاق حقوق خود بودند .
تحولات يكشبه در مورد زنان در عربستان قطعا متاثر از زحمات زنان عربستانى هم بوده است ، اما چهره منفور عربستان در تحميل جو خشونت و ترور از يكسو و نزديكى كشورهايى چون امريكا و انگليس براى دلار عربستان و انزجار ملت هاى اين دو كشور از اين نزديكى را در اين اقدام غافلگير كننده عربستان و تخصيص برخى ازاديها نمى توان ناديده گرفت.
موضوع زنان وحقوق انها از موارد حساس حقوق بشرى است و جامعه بين المللى در اين رابطه كاملا دقيق. لذا بنظر ميرسد ، عربستان بيش از انكه در نتيجه يك باور تغيير يافته قدم برداشته باشد ، در نتيجه فشار جامعه جهانى از برخى موارد عقيدتى خود در رابطه با زنان عقب نشينى كرد ،تا از اين طريق مشروعيتى بدست اورد،اگر چه براى زنان فرصتى به بار اورد ،اما تا تفكر اصلاح نشود ،تضييع حقوق به گونه ديگرى اعمال ميشود.